السيد محمد حسين الطهراني
44
رساله لب اللباب در سير و سلوك أولى الألباب (فارسى)
ذاتى برسد و بدين فيض عظمى نائل گردد داراى آثار و خصوصيّاتى خواهد بود كه ديگران از آن بىنصيب و بهرهاند . اوّل آنكه به نصّ كريمهء قرآنيّه ديگر شيطان را به هيچ وجه من الوجوه برايشان تسلّط و اقتدارى نيست : فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ - إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ « 1 » . بديهى است كه اين استثناء تشريعى نيست بلكه به واسطهء اقتدار ذاتى مخلصين در مقام توحيد ، ديگر شيطان را قدرتى نبوده و به علّت ضعف و ناتوانى خود نمىتواند در اين مرحله به آنان دست يابد . بارى چون مخلصين خود را براى خدا خالص نموده به هر چيز كه مىنگرند خدا را مىبينند ، و شيطان به هر قسم و كيفيّتى بر ايشان ظهور كند باز با نظر الهى در آن شىء مىنگرند و استفادهء الهيّه مىكنند ، لهذا شيطان از اوّل امر نزد اين طايفه اعتراف به عجز و مسكنت خود نموده و سپر مىاندازد و الّا شيطان ذاتش براى اغواء بنىآدم است و كسى نيست كه بخواهد به كسى ترحّم نموده و دست از اضلال او بردارد . دوّم ، اين گروه از محاسبهء محشر آفاقى و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند . در قرآن كريم وارد است كه :
--> ( 1 ) - آيه 83 ، از سورهء 38 : ص : [ پس به عزّتت سوگند مىخورم كه البتّه همه را گمراه مىكنم جز بندگان پاك شده و خالصشدهء تورا ] .