السيد محمد حسين الطهراني

73

معاد شناسى (فارسى)

خداست و مراد از شفع مخلوقات است كه أزواجاً خلقت يافته‌اند . و گفته شده است كه : مراد از وتر آدم أبو البشر است كه به زوجه‌اش حوّا زوج گرديد . و گفته شده است كه : مراد از شَفْع و وَتْر نماز است كه بعضى از آن وتر و بعضى از آن شفع است » . - انتهى يعنى يك ركعتى كه فى حدّ نفسه تامّ و تمام است ، و يك نماز ديگرى كه بدون ضمّ ركعت دوّم به ركعت اوّل تامّ و تمام نيست . و بطور كلّى مىتوان گفت كه شفيع عبارت است از انضمام وسيله و اسبابى به چيزى و يا به كسى تا با او جفت گردد بعد از آنكه تنها بود ، و بدين جهت در نيل مراد خود فائق آيد و به مطلوب برسد ؛ مراد و مطلوبى كه هيچ گاه بدون انضمام اين وسيله و سبب ، به جهت ضعف و قصور او براى او ميسور نبود . و ما در مكالمات روزانه و محاورات عرفيّه و اجتماعيّهء خود چه بسيار لفظِ شفاعت را استعمال مىكنيم و از قريحهء مكتسبه از اجتماع و تعاون ، همين معنى را بر وصول به مقصود و حوائج حياتى خود اراده مىنمائيم . و بنا بر آنچه گفته شد ، نه در لغت و نه در محاورات عرفيّه ، كلمهء شفاعت ، اختصاص به شفاعتِ تكوينى و يا اختصاص به شفاعت تشريعى ندارد ، بلكه شامل هر دو قسمت است . و شفاعت از مصاديق سببيّت است ؛ يعنى واسطه قرار دادنِ سببِ متوسّطِ نزديك را بين سببِ اوّل كه دور بوده است ، و بين مُسَبّبِ آن ، چه در اسباب خارجيّه و چه در اسباب تشريعيّه .