السيد محمد حسين الطهراني

60

معاد شناسى (فارسى)

بخواهد برود » . همهء عالم به سوى غاية الغايات در حركت است اينها آيات و رواياتى بود در مسألهء معاد و حشر جميع موجودات آسمانى و زمينى ؛ و محصّل مطلب اينكه همانطور كه تمام اين عالم ، يك عالم وُحْدانى بهم پيوسته و مرتبط ، و تمام ذرّات و قوايش درهم آميخته ، و تمام مخلوقاتش مرتبط و متّصل و مجتمع است ، و تمام اين عالم داراى مبدأ واحدى است كه به امر او خلق شده ، و بدين صورت و كيفيّت از عوالم بالا تنزّل پيدا نموده است ؛ همينطور يك پارچه بسوى همان مبدأ واحد در حركت است ، و بسوى خداوند معاد دارد ؛ و ديگر با وجود اين صنع عجيب و خلقت بديع ، معنى ندارد كه جزئى از آن معاد حاصل كند و به هدف و مقصود برسد ، و جزئى ديگر از آن راكد و متوقّف گردد و از حركت بسوى خداوند معبود و مقصود باز ايستد و بيهوده و معطّل بماند . و در اين رجوع بين كوچك و بزرگ ، و عالم و جاهل ، و فقير و غنىّ ، و زن و مرد ، و انسان و جنّ و فرشته ، و حيوان بيابانى و دريائى و پرندهء هوائى ، و نباتات و اشجار و گياهان و جمادات ، هيچ تفاوتى نيست . و تمام موجوداتى كه داراى قوّه و استعدادند ، بايد به مرحلهء تكامل و فعليّت خود درآيند ؛ و الّا نقض غرض لازم مىآيد و اين عالم مُتقن و محكم به صورت عَبَث و باطل تبديل مىشود ؛ مُهر إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ « 1 » . بدون استثناء بر پيشانى مبارك رسول گرامى و

--> ( 1 ) آيه 30 ، از سورهء 39 : الزّمر : « اى پيامبر ! حقّاً كه تو مرده هستى ؛ و اين مردم نيز مردگانند . »