السيد محمد حسين الطهراني
53
معاد شناسى (فارسى)
چهارم : آنكه مىدانسته است كه آن زن كه بلقيس است با پيروانش خورشيد پرست هستند و خدا پرست نيستند . و نيز مىدانسته است كه اين بواسطهء تسويلات شيطان است كه آنان را از راه خدا باز داشته است ؛ و راه حقّ و سبيل واضح راه خداست . و سليمان كلام او را نفى نكرد ، بلكه عجيب آنكه گفت : ما بايد تو را امتحان كنيم كه آيا راست مىگوئى يا نه ! ؟ و در اينجا سليمان براى تشخيص صدق هدهد ، نيازمند به امتحان و ارسال نامه شد . داستانهائى از غرائز و شعور حيوانات و وفاى سگ بارى ، منظور آنست كه اينها حقائقى است از عالم حيوانات ، و انسان بايد حقّاً اين گفتار خداوند كه : أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ مىباشد را ، به ديدهء اعجاب و اعجاز بنگرد . ناقهء حضرت سجّاد عليه السّلام بعد از رحلت آن حضرت ، نخورد و نياشاميد بلكه يكسره بسوى قبر رفت و آنقدر سر خود را بر زمين زد تا جان داد . « 1 »
--> ( 1 ) در « منتهى الآمال » طبع رحلى علميّهء اسلاميّه ، ج 2 ، ص 28 از « جلاء العيون » و « بصائر الدّرجات » آورده است كه : حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود كه پدرم حضرت باقر عليه السّلام ميفرمود كه چون وقت وفات پدرم حضرت زين العابدين عليه السّلام فرا رسيد فرمود : اين شبى است كه مرا وعدهء وفات دادهاند ؛ ناقهء مرا در حظيره ضبط كن و علفى براى آن مهيّا كن . چون آن حضرت را دفن كردند ، ناقه ، خود را رها كرد و از حظيره بيرون آمد و نزديك قبر رفت بدون آنكه قبلًا قبر را ديده باشد و سينهء خود را بر قبر آن حضرت گذاشت و فرياد و ناله ميكرد و آب از ديدههايش ميريخت ، چون اين خبر به حضرت باقر رسيد به نزد ناقه آمد و فرمود : ساكت شو و برگرد خدا