السيد محمد حسين الطهراني
447
معاد شناسى (فارسى)
مِنْ طَوِيلَةٍ ! أَنْتَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ ! وَ لَكَ مَا اكْتَسَبْتَ ! أَرْسِلْنِى يَا أَخَا هَمْدَانَ ! ثُمَّ دَخَلَ الْقَصْرَ « 1 » . « من و شيعيان من همگى وارد حوض كوثر مىشويم ، درحالىكه چهرههاى آنان سفيد ، و همگى سيراب و سيراب شده هستند . و دشمنان ما همگى سياه چهره و تشنه كام ، و جگر سوخته ، محروم از حوض مىباشند . اين جملهء كوتاه و مختصر را بگير ، كه نمونه اى از جملات بسيار و بحث طويلى است ! تو معيّت دارى با كسى كه او را دوست دارى ! و از براى توست آنچه را اكتساب نموده اى . اى أخَا همدان مرا ديگر رها كن ! اين بگفت و داخل قصر شد . » و ابن شهرآشوب از حافظ أبو نُعَيم إصفهانى با إسناد خود از عَطِيّه ، از أنَس روايت كرده است كه گفت : من بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد شدم ، و حضرت فرمود : به من كوثر عطا شده است ! من پرسيدم : اى رسول خدا ، كوثر چيست ؟ ! حضرت فرمود : نهرى است در بهشت ، كه عرض و طول آن به اندازهء ما بين مشرق و مغرب است ؛ هر كس از آن بياشامد ، ديگر پس از آن أبداً تشنه نمىشود ، و هر كس از آن وضوء بسازد ، هيچگاه آلوده و متغيّر صورت نمىشود . و هر انسانى كه به عهد و ذمّهء من مكر و خدعه كند و پاس ميثاق
--> ( 1 ) « أمالى » طوسى ، جزء 4 ، ص 72 ؛ و « أمالى » مفيد ، مجلس 40 ، ص 200