السيد محمد حسين الطهراني
435
معاد شناسى (فارسى)
مىكنند . و انَس گويد : روزى كه رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم در نزد ما بود ناگهان او را چرت و پينكى فرا گرفت ؛ و سپس با حال تبسّم و شادى ، سر خود را بلند كرد . من عرض كردم : اى رسول خدا ! سبب خندهء شما چيست ؟ ! فرمود : همين اوان براى من سوره اى نازل شد . و آن حضرت سورهء كوثر را قرائت كرد . و سپس فرمود : آيا ميدانيد كوثر چيست ؟ ! ما گفتيم : خدا و رسول خدا عالمترند . فرمود : كوثر نهرى است كه خداوند به من وعده فرموده است ، و در آن خير بسيارى است ، كوثر حوضى است كه امّت من در روز قيامت در آن داخل مىشوند ؛ و تعداد كاسهها و قدحهائى كه در اطراف حوض است و با آن آب بر ميدارند ، به شمارهء ستارگان آسمان است . و چه بسا أفرادى متعيّن و سرشناس را از كنار آن حوض ، مىربايند و دور مىكنند ، و من ميگويم : اى پروردگار من ! اينها از امّت من هستند ! در جواب من گفته مىشود : تو نميدانى بعد از رحلت تو چه كارهائى كرده اند ؟ ! و چه وقايع و حوادثى پيش آورده اند ؟ ! اين حديث را مسلم در « صحيح » خود آورده است . و از ابن عبّاس و ابن جُبَير و مجاهد آمده است كه : كوثر خير كثير