السيد محمد حسين الطهراني

418

معاد شناسى (فارسى)

ظاهر ؛ همين طور تمام موجودات و اشياء و احكام آنجا متناسب با آن عالم است . و در همين بحث شفاعت داشتيم كه : فَيَأْتِى دَارَ الرَّحْمَنِ وَ هِىَ عَدْنُ وَ إنَّ بَابَهَا سَعَتُهُ بُعْدُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ . فَيُحَرِّكُ حَلْقَةً مِنَ الْحَلَقِ فَيُقَالُ : مَنْ هَذَا ؟ ! وَ هُوَ أَعْلَمُ بِهِ - فَيَقُولُ : أَنَا مُحَمَّدٌ ! فَيُقَالُ : افْتَحُوا لَهُ ! قَالَ : فَيُفْتَحُ لِى . قَالَ : فَإذَا نَظَرْتُ إلَى رَبِّى مَجَّدْتُهُ تَمْجِيدا لَمْ يُمَجِّدْهُ أَحَدٌ كَانَ قَبْلِى وَ لَا يُمَجِّدُهُ أَحَدٌ كَانَ بَعْدِى . تا آنكه فرمايد : ثُمَّ يُؤْتَى بِنَا فَيَجْلِسُ عَلَى الْعَرْشِ رَبُّنَا « 1 » . « ( پس از آنكه مردم و جميع خلائق به پيامبران متوسّل شدند و آنها گفتند : كارى از دست ما بر نمىآيد ؛ خلائق به سوى رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم مىآيند ، و متوسّل مىشوند . ) رسول الله حركت مىكند تا به خانهء خداوند رحمن مىرسد ، و آن خانهء عَدن است ، و آن خانه به قدر وسعت ما بين مشرق و مغرب است . رسول الله يك حلقه از حلقه‌هاى در را تكان مىدهد - و در حالى

--> ( 1 ) همين كتاب ( « معادشناسى » ج 9 ) ، مجلس 61 ، ص 150 تا ص 158 ، روايت وارده از « تفسير عيّاشى » ؛ اين روايت را مرحوم مجلسى در « بحار » طبع حروفى ، ج 8 ، ص 45 تا ص 47 به همين الفاظى كه در اينجا آورديم نقل نموده است . و اصل روايت در « تفسير عيّاشى » ج 2 ، ص 310 تا ص 313 است ، و در آنجا بجاى جملهء اخير دارد : فَنَجْلِسُ عَلَى عَرْشِ رَبِّنا .