السيد محمد حسين الطهراني
408
معاد شناسى (فارسى)
شود من هستم ! و پس از خوانده شدن ، من در جانب راست عرش خدا مىايستم ، و يك حُلّهء سبز رنگ از حلّههاى بهشتى بر تن من مىكنند . و پس از آن ، پدر ما حضرت ابراهيم را مىخوانند ، او در طرف راست عرش در سايهء آن مىايستد ، و يك حلّهء سبز رنگ از حلّههاى بهشتى بر تن او مىپوشانند . و سپس پيغمبران را يكى به دنبال ديگرى مىخوانند ، و آنان در دو رديف و دو صف در طرف راست عرش در سايهء آن مىايستند ، و بر بدن آنها حلّههاى سبز رنگ بهشتى مىپوشانند . آگاه باش اى على ! كه من به تو خبر مىدهم كه امّت من اوّلين امّتى هستند كه در روز قيامت براى حساب خوانده مىشوند ، و من به تو بشارت مىدهم كه به جهت قرابت و منزلتى كه تو در نزد من دارى اوّلين كسى كه بعد از من در روز قيامت خوانده مىشود تو مىباشى ! و لواء من به تو سپرده مىشود ؛ و آن لواء لواء حمد است ، و تو آن لواء را در برابر اين دو صف از پيامبران عبور مىدهى ! و آدم بو البشر و جميع مخلوقاتى كه خداوند آفريده است ، همگى در سايهء لواء من در روز قيامت سايه نشينند . مشخّصات لواء حمد در روز قيامت طول آن لواء به اندازهء هزار سال راه است ، سَنان « 1 » آن از ياقوت سرخ است ، و چوب نى آن از نقرهء سپيدفام ، و زُجّ « 2 » آن از دُرّ
--> ( 1 و 2 ) سنان ، پيكان تيزى است كه بر سر نيزه فرو مىبرند ، و از آنجا به دشمن حمله مىكنند . زُجّ ، آهنى است كه چون ته نيزه را مىتراشند ، در آن محكم فرو مىبرند تا آنكه حكم پايه و حافظ نيزه