السيد محمد حسين الطهراني
401
معاد شناسى (فارسى)
او مىگويد : منم مالك : خازن دوزخ ، پروردگارم به من امر نموده است كه كليدهاى جهنّم را نزد تو بياورم و اينك آوردهام ؛ بگير آنها را اى محمَّد ! من مىگويم : قبول كردم از پروردگارم ، و حمد و سپاس اختصاص به او دارد بر اين نعمتهائى كه به من داده است ، و مرا در آن نعمتها تفضيل داده است ؛ اين كليدها را به برادرم علىّ بن أبى طالب بده ! مالك : خازن جهنّم كليدهاى دوزخ را به على مىدهد و برميگردد . در اين حال على مىآيد ، در حالى كه تمام كليدهاى بهشت و كليدهاى دوزخ با اوست ، تا اين كه بر پشت جهنّم مىنشيند و زمام آن را به دست مىگيرد ؛ و اين در حالى است كه شعلهها و صداهاى آتش بالا مىرود و حرارت آن شدّت يافته است و پرش جرقّهها و پرتاب شرارههاى آن فزونى يافته است . جهنّم ندا مىدهد : اى على ، زود از من بگذر ! چرا كه نور تو لهب و شعلههاى مرا خاموش كرده است . على به جهنّم مىگويد : اى جهنّم اين مرد را رها كن ، كه دوست من است ! و اين را بگير ، كه دشمن من است ! و جهنّم در آن روز در برابر على مطيعتر است از غلام يكى از شما در برابر صاحبش ! زمام و دهانهء دوزخ در آن روز در دست على است ، هر وقت بخواهد آن را به طرف راست مىبرد ، و هر وقت بخواهد آن را به طرف