السيد محمد حسين الطهراني

362

معاد شناسى (فارسى)

و امّا جواب از آياتى كه در آنها به نحو استثناء اذن و ارتضاء آمده است ، مثل : إِلَّا بِإِذْنِهِ و إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ، آن است كه دلالت آنها بر وقوع شفاعت چون مصدر مضاف است ، قابل انكار نيست براى كسانى كه به اسلوب كلام و عربيّت و ادبيّت اطّلاع دارند . و اينكه گفته است : إِلَّا بِإِذْنِهِ و إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى به معناى واحد است و استثناء از مشيّت است ، قابل استماع نيست . علاوه بر اين ، اين استثناء ، به عبارات مختلف در مورد شفاعت آورده شده است ، مثل : إِلَّا بِإِذْنِهِ و إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ و إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى و إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ، و غير اينها . حالا فرض مىكنيم : إِلَّا بِإِذْنِهِ و إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ به معناى مشيّت بوده باشد ، آيا در جملهء : إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ نيز مىتوان چنين احتمالى را داد ؟ آيا اين استثناء هم استثناء مشيّت است ؟ و مىخواهد برساند كه مشيّت خدا ما فوق هر مشيّتى است ؟ اين گونه تسامح كارىها در عبارت از كلام يك نفر بقّال و بازارى عامّى غلط است ، تا چه رسد به كلام بليغ ، و به كلامى كه در بلاغت داراى درجه و منزلهء اعلى است . و امّا جواب از سنّت و روايات ، آن است كه دلالت آنها اجمالًا بر شفاعت مؤمنين نسبت به معاصى كبيره در صورت تحقّق و بقاءِ ايمان جاى شبهه و ترديد نيست ، و روايات مستفيضه بلكه متواتره در شفاعت رسول الله و پيامبران و أئمّهء طاهرين عليهم السّلام وارد