السيد محمد حسين الطهراني

341

معاد شناسى (فارسى)

لَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِىُّ مُرْسَلٌ وَ لَا مَنْ دُونَ ذَلِكَ ! فَمَنْ سَرَّهُ أَنْ تَنْفَعَهُ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ عِنْدَ اللهِ فَلْيَطْلُبْ إلَى اللهِ أَنْ يَرْضَى عَنْه « 1 » . « و بدانيد كه هيچ كس از بندگان و مخلوقات خدا نمىتواند شما را از خدا بى نياز كند ! نه فرشتهء مقرّبى و نه پيامبر مرسلى و نه كسى كه مقامش از اينها پائين‌تر باشد . هر كس كه بخواهد كه شفاعت شفيعان در نزد خداوند براى او سودى ببخشد ، بايد از خداوند بطلبد كه از او راضى شود . » مراد از رضايت در اين جا رضايت از نفس و عقيده و ايمان است كه در اين صورت شفاعت شافعين ثمر دارد . و اين حديث نفى شفاعت را نمىكند ، همچنان كه صدر آن ايهام دارد ؛ بلكه شفاعت را مشروط به پسنديدگى در دين و مَرضى بودن ذات و نفس مشفوعٌ له مىداند ، همچنان كه ذيل آن صراحت دارد . و از همهء اين روايات روشن‌تر و مشروح‌تر ، حديث وارد در « توحيد » صدوق است از حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام كه چون از پدرش از پدرانش ، از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت فرمود : إنَّمَا شَفَاعَتِى لِاهْلِ الْكَبَآئِرِ مِنْ أُمَّتِى ، فَأَمَّا الْمُحْسِنُونَ فَمَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ . و از ايشان سؤال شد : يا بْن رسول الله ! چگونه شفاعت براى

--> ( 1 ) « روضهء كافى » ص 11