السيد محمد حسين الطهراني

312

معاد شناسى (فارسى)

فَفِيكَ شَرٌّ وَ اللهُ يُبْغِضُكَ ؛ وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ « 1 » . « حضرت فرمود : اگر مىخواهى بدانى كه آيا در تو خيرى هست ، نگاه به دلت بكن ؛ پس اگر ديدى كه اهل طاعت خدا را دوست دارد و اهل معصيت خدا را دشمن دارد ، پس بدان كه در تو خيرى هست و خداوند ترا دوست دارد ، و اگر ديدى اهل طاعت خدا را دشمن دارد و اهل معصيت خدا را دوست دارد ، پس بدان كه در تو شرّى هست و خداوند تو را دشمن دارد ؛ و انسان هميشه با محبوب خود معيّت دارد . » و عين همين روايت را در « كافى » مرحوم كلينى ، با همين سَنَد از أحمد بن محمّد بن خالد برقى آورده است « 2 » . روايت چهارم : در « سَفينة البِحار » از « علل الشّرائع » از أنَس روايت كرده است كه گويد : مردى بيابانى به مدينه آمد - و براى ما خوشايند بود كه از مردم بيابانى كسى به مدينه بيايد و از رسول الله چيزى بپرسد - و گفت : اى رسول خدا ! ساعت قيامت چه وقت است ؟ موقع نماز شد ، حضرت رسول الله چون نماز را به جا آوردند گفتند : آن سائلِ از وقت ساعت قيامت كجاست ؟ ! آن مرد گفت : مَنَم آن كس ، اى رسول خدا ! حضرت فرمود : براى قيامت چه چيزى تهيّه كرده‌اى ! !

--> ( 1 ) « محاسن » برقى ، ج 1 ، كتاب مصابيح الظّلم ، ص 263 ، حديث 331 ( 2 ) « اصول كافى » ج 2 ، ص 126 و 127