السيد محمد حسين الطهراني
286
معاد شناسى (فارسى)
من عرض كردم : گناهكار مُلِمّ يعنى چه ! ؟ حضرت فرمود : آنكه گاهى گناه مىكند و بر آن اصرار ندارد ! من عرض كردم : سبحان الله ! چقدر اين داستان شگفتآور است كه هيچ وقت مؤمن زنا نمىكند ، و لواط نمىكند ، و دزدى نمىكند ، و شرب خمر نمىنمايد ، و هيچ يك از گناهان كبيره و قبائح را به جاى نمىآورد ! حضرت فرمود : از كار خدا عجب نيست ، خداوند تعالى هر كارى را كه بخواهد مىكند ، و در كارهايش نيز مورد پرسش و مؤاخذه قرار نمىگيرد ! ولى مردم مورد پرسش و مؤاخذه واقع مىشوند . اى ابراهيم ! از چه در شگفت افتادى ؟ ! هر چه مىخواهى بپرس و خوددارى مكن ، و در پرسش حيا مكن ؛ زيرا كه اين علم را در نمىيابد كسى كه از ياد گرفتن آن استكبار ورزد ، و يا آنكه حيا كند ! من عرض كردم : اى پسر رسول خدا ! من در ميان شيعيان شما كسى را يافتهام كه شراب مىخورد ، و راه مىزند و جادّهها را مخوف و ترسناك مىسازد ، و زنا مىكند ، و لواط مىنمايد ، و ربا مىخورد ، و زشتىها و قبائح را مرتكب مىگردد ، و به نماز و روزه و زكات تهاون و سستى مىورزد ، و قطع رحم مىنمايد ، و معاصى كبيره انجام مىدهد ! پس اينها چه چيزى است ؟ و آنچه كه فرمودهايد كه شيعيان نمىكنند به چه علّت است ؟ ! حضرت فرمود : اى ابراهيم ! آيا در ذهن تو غير از اين اشكال ، اشكال ديگرى هم خَلجان كرده است ؟ !