السيد محمد حسين الطهراني
284
معاد شناسى (فارسى)
و شما مىبينيد كه اگر اهل شهرى يا قريه اى در خيانتى و جنايتى همه راضى باشند ، گرچه همه آن عمل را انجام نداده باشند ، حاكم چون به آن شهر و قريه رود ، همه را مورد خطاب و مؤاخذه قرار مىدهد و چه بسا برخى را پاداش و كيفر مىكند ، با آنكه آنها عين عمل را به جاى نياوردهاند ؛ اعمال از چندين سارق و جنايت كار سر زده و آنان هم مثلًا فرار كردهاند ، و ليكن چون اهل ده و شهر با آنان در رضايت و خشنودى در عمل شريكند ، حكم شريك در جرم را داشته و مؤاخذه و عقوبت دامنگيرشان مىشود . روايت ابراهيم ليثى از اصول معارف الهيّه به شمار ميرود در اينجا كه سخن بدين مرحله رسيد سزاوار است روايت أبو إسحق إبراهيم لَيْثى را كه با حضرت باقر عليه السّلام در اين باره مذاكراتى دارد ، بياوريم . ما در مجلس دهم از جلد دوّم از مجلّدات « معادشناسى » بحثى كافى دربارهء إلحاقِ مؤمنان به أولياى خدا و إلحاق مُنكران به أولياى شيطان آوردهايم ، و نيز قدرى از اين روايت را بيان كردهايم ، و ليكن چون اين حديث شريف از اصول و اسَس علم ايمان و معارف الهيّه به شمار مىرود و از تدبّر در آن ابوابى از معارف بر روى انسان گشوده مىگردد ، تمام آن حديث را در اينجا ذكر مىكنيم تا جانها به نور معرفت و ولايت
--> در مغرب عالم راضى باشد ، آن مرد راضى در نزد خداوند عزّ و جلّ شريك قاتل است . و قائم چون خروج كند آنها را بواسطهء رضايت آنان به كار پدرانشان مىكشد .