السيد محمد حسين الطهراني

235

معاد شناسى (فارسى)

يكى در بيابان سگى تشنه يافت * برون از رمق در حياتش نيافت كُلَه دَلْو كرد آن پسنديده كيش * چو حبل اندر آن بست دستار خويش به خدمت ميان بست و بازو گشاد * سگِ ناتوان را دمى آب داد خبر داد پيغمبر از حال مَرد * كه داور گناهان ازو عفو كرد تو با خلق نيكى كن اى نيكبخت * كه فردا نگيرد خدا بر تو سخت چو تمكين و جاهَت بود بر دوام * مكن زور بر ضعف درويش عام نصيحت شنو مردم دور بين * نپاشند در هيچ دل تخم كين « 1 » . و « 2 »

--> ( 1 ) « كلّيّات سعدى » طبع فروغى ، بوستان ، ص 79 ( 2 ) شيخ مصلح الدّين سعدى شيرازى از سخندانان و سخن پروران كم نظير است كه از جهت بلاغت و فصاحت و آوردن مطالب پر مغز و پر محتوى در عبارات كوتاه و مختصر استاد است . مردى دور انديش و جامعه‌شناس و خبير بوده است ؛ اما اينكه گويند در علم حكمت و فلسفه و يا در عرفان دست داشته است بى وجه است ، از اشعار او بوى عرفان به مشام نميرسد ؛ بلى در عرفان پردازى ماهر بوده است . و بزرگترين خطا و اشتباه او آنست كه مضامين أخبار و روايات وارده از پيامبر أكرم و أئمّهء معصومين سلام الله عليهم أجمعين