السيد محمد حسين الطهراني

220

معاد شناسى (فارسى)

وَ إنَّ أَدْنَى الْمُؤمِنِينَ شَفَاعَةً لَيَشْفَعُ لِثَلَاثِينَ إنْسَانًا ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يَقُولُ أَهْلُ النَّارِ : فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ . « 1 » « بدانيد هيچ بنده اى نيست كه چون نام اهل بيت در نزد او برده شود و بدين جهت دلش رقّت آورد و از ذكر ما براى او حال رحمت و عطوفت پديد آيد ، مگر آنكه فرشتگان بدن او را مسح مىكنند و خود را به دو مىمالند و تمام گناهانش بدون استثناء بخشيده ميگردد ، مگر آنكه گناهى به جاى آورده باشد كه او را از ايمان خارج كند . شفاعت پذيرفته مىشود و ليكن دربارهء ناصبى پذيرفته نمىشود ، و مؤمن براى همسايه‌اش درحالىكه هيچ حسنه اى ندارد شفاعت مىكند ، و ميگويد : اى پروردگار من ! همسايهء من از اذيّت و آزار من جلوگيرى ميكرده است ؛ و بدين‌وسيله از او شفاعت مىكند . خداوند ميفرمايد كه : من پروردگار تو هستم و من سزاوارترم كه رعايت حال كسى را كنم كه از تو كفايت كرده است ؛ و بنابراين با آنكه هيچ حسنه اى ندارد او را داخل بهشت مىنمايد . و پست‌ترين مؤمنى كه شفاعت مىكند ، دربارهء سى انسان شفاعت مىكند ، و در اين هنگام اهل آتش ميگويند : اى واى كه ما شفيعى نداريم ! و دوست غمخوار و مهربانى نداريم ! » در « خصال » صدوق از پدرش از حِمْيَرى از هارون از مَسعدة بن صدقه از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام از پدرانش از

--> ( 1 ) « روضهء كافى » ص 101