السيد محمد حسين الطهراني
210
معاد شناسى (فارسى)
واسطهء من هر كسى ولايت من و ولايت ذرّيّهء مرا داشت از آتش بر كنار داشتى ! و وعدهء تو حقّ است و تو خلف وعده نمىفرمائى . » خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : صَدَقْتِ يَا فَاطِمَةُ ؛ إنِّى سَمَّيْتُكِ فَاطِمَة « 1 » وَ فَطَمْتُ بِكِ مَنْ أَحَبِّكِ وَ تَوَلَّاكِ وَ أَحَبَّ ذُرِّيَّتَكِ وَ تَوَلَّاهُمْ مِنَ النَّارِ ! وَ وَعْدِىَ الْحَقُّ وَ أَنَا لَا أُخْلِفُ الْمِيعَادَ . « اى فاطمه راست مىگوئى ؛ من نام تو را فاطمه ( يعنى بُرنده و جدا كنندهء از آتش ) گذاردم و به واسطهء تو هر كس تو را دوست داشته باشد و ولايت تو را داشته باشد ، و ذرّيّهء تو را دوست داشته باشد و ولايت آنها را داشته باشد ، من آنها را از آتش جدا مىكنم ! و وعدهء من حقّ است و من خلف وعده نمىكنم ! » و اين بندهء خودم را امر به آتش كردم ، تا تو دربارهء او شفاعت كنى و شفاعت تو را بپذيرم ؛ تا اينكه براى فرشتگان من و پيغمبران من و مرسلينِ از جانب من ، و براى اهل موقف ، موقف خاصّ تو نسبت به من و مكانت و منزلت تو در نزد من مبيّن و روشن گردد !
--> ( 1 ) در روايت وارد است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند : إنَّما سُمِّيَتِ ابْنَتِى فَاطِمَةَ ، لِانَّ اللهَ عَزّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَصَبَّها مِنَ النّارِ . يا اينكه : لِانَّهَا فَطِمَتْ هِىَ وَ شِيعَتُها مِنَ النّارِ . يا اينكه : فَطَمَتْ شيعَتَها مِنَ النَّار . « دخترم فاطمه ناميده شد ، چون خداوند عزّ و جل او و هر كس كه او را دوست داشته باشد را از آتش جدا كرده است . يا اينكه چون خود او و شيعيان او از آتش بريده شدند . و يا اينكه او شيعيان خود را از آتش بريده است . » ( « بحار الانوار » طبع حروفى ، ج 403 ، باب 2 ، ص 10 تا ص 19 ؛ « علل الشّرائع » باب 142 ، ص 178 و 179 )