السيد محمد حسين الطهراني
151
معاد شناسى (فارسى)
حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام بوديم و غير از ما كسى نبود . مُفضّل جعفى گفت : فدايت شوم ، حديثى براى ما نقل كن كه ما بدان شاد گرديم ! حضرت فرمود : آرى ! چون روز قيامت شود ، حَشَرَ اللهُ الْخَلَائِقَ فِى صَعِيدٍ وَاحِدٍ حُفَاةً عُرَاةً غُرْلًا . « خداوند خلائق را در زمين هموارى محشور كند ، كه جملگى پا برهنه و عريان و ختنه نكرده هستند . » من گفتم : فدايت شوم ، مراد از غُرْل ( غير مختونان ) چيست ؟ ! حضرت فرمود : همچنان كه در ابتداء آفرينششان خلقت شدهاند . و در آن بيابان هموار همگى وقوفشان بقدرى به طول مىانجامد كه از كثرت عرق كردن ، عرق آنها تا گردن و دهانشان را فرا ميگيرد و چون لِجام ، مانع از سخن گفتنشان مىشود . و ميگويند : اى كاش خداوند به حساب ما رسيدگى ميكرد و زودتر حكم ما را صادر مىنمود ، گرچه بسوى آتش باشد . چون از شدّت آن حالى كه دارند آتش را براى خود راحتى مىبينند . در اين هنگام به نزد آدم مىآيند و ميگويند : تو پدر ما هستى ! و تو پيغمبر خدائى ! از پروردگارت بخواه كه گرچه بسوى آتش باشد حكم ما را بنمايد ! آدم ميگويد : من چنين كسى نيستم ! چون پروردگار من مرا به دست خود آفريد و بر عرش خود جاى داد و فرشتگان را به سجدهء من در آورد و سپس به من امرى نمود و من آن را عصيان كردم ! و ليكن