السيد محمد حسين الطهراني

138

معاد شناسى (فارسى)

دنيا داراى علومى بوده‌اند و علوم آنها استوارتر و راستين‌تر و اساسىتر و بيشتر از سائر علوم مردمان ديگر بوده است ؟ براى آنكه آنان به مقام و درجه اى رسيده‌اند كه حقّاً خداوند را منبع و معدن علوم مىبينند ، حجاب كثرات عالم از برابر ديدگان و چشم باطن آنها برداشته شده ، به مقام توحيد و معرفت رسيده‌اند ، و بنابراين نسبت دادن علوم به خودشان ، براى آنها غلط است ؛ علم اختصاص به ذات حقّ دارد كه در آنها تجلّى كرده است . آنان بر طهارت ذاتى و اصيل و اصلى خود باقيمانده‌اند و به عهد و ميثاق خود با خداوند وفا نموده‌اند و بنابراين حقّاً علمشان علم خداست ، براساس تعهّدى كه خدا فرموده ، و آنان از آن جادّهء طهارت و عبوديّت محضه به قدر سر سوزنى تخطّى و تجاوز نكرده‌اند . علم پروردگار كه به آنها تابيده ، امانتى است از جانب خداوند ، ابداً آن را به خود نسبت نميدهند تا صد در صد ، دربسته و سربسته و مهر و موم كرده شده به صاحبش تحويل دهند ؛ و بنابراين مقام شفاعت كه مستلزم شهادت و راستى گفتار و علم و شهود و وجدان است ، بر اساس آن ميعاد و ميثاق است . لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً « 1 » « و قدرت و سلطنت بر شفاعت ندارند ، مگر آن كسى كه در نزد خداوند رحمن اتّخاذ ميعاد كرده است » . علم شفيع ، علم فنائى است و بر همين اصل متين مىبينيم : آن پيامبران ، مورد سؤالِ

--> ( 1 ) آيه 78 ، از سوره 19 : مريم