السيد محمد حسين الطهراني

136

معاد شناسى (فارسى)

گفتار صواب است . و از طرف ديگر چون ميدانيم گفتار از آثار ذات است و تا ذاتى كمال نپذيرد و مراتب استكماليّهء خود را طىّ نكند فعل او كامل نمىشود ، و كمال فعل مترتّب بر كمال مبدأ و ذات آن فعل است ، پس كسانى كه در گفتارشان مورد رضا قرار بگيرند ، حتماً در ذاتشان نيز مورد رضاى خداوند قرار ميگيرند ، پس مرضىّ در فعل مرضىّ در ذات است . و مأذونين خدا براى شفاعت كه گفتارشان مورد رضاى او قرار دارد ، احاطهء علمى به موجودات دارند و از نظر ذات و حقيقت نيز مرضىّ و مطهّرند . البتّه عكس اين مسأله صادق نيست ؛ زيرا ممكن است كسى ذاتش مرضىّ و پسنديده باشد ، ولى فعلش و اثرش مرضىّ نباشد ؛ بواسطهء بعضى از پرده‌ها و مانع‌ها كه وارد شده و فعل را گرد آلوده نموده است . حقيقت مقام شفيع ، فناء فى الله است و حاصل كلام آنكه شافعين در روز قيامت ، هم در ذات و هم در گفتار ، مرضىّ و پسنديدهء خدا هستند ، و كمال آنها و كمال گفتار آنها ، شهادت بر اعمال ميدهد ؛ كمالى كه در آن شائبهء نقص و خطا نيست و قول صواب و مرضىّ است . و به عبارت ديگر علمشان علم خداست و مخلوط با شبهات اوهام و خطاى خيالات و افكار نفسانى نيست ؛ پاك و پاكيزه و ازهرجهت منزّه و مطهّر است . و چون چنين علمى كه پاك و خالص باشد و از زنگار افكار