السيد محمد حسين الطهراني

118

معاد شناسى (فارسى)

اين حقير در هفته يكى دو بار به خدمتش مىرسيدم و تا اندازه اى براى من گفتگو داشت . در اين حال كه يك روز وارد شدم ديدم : درحالىكه به پشت روى تخت افتاده ، و سنّ از هشتاد سال گذشته است ، صحيفهء كوچك خود را مىخوانَد و اشك مىريزد و در عالمى از سرور و بهجت و نشاط و لذّت است كه حقّاً زبان از وصف آن عاجز است . كأنّه از شدّت انس با خداى تعالى ، در پوست نمىگنجد و مىخواهد به پرواز درآيد . سلام كردم ، گفت : بنشين ! اى فلان‌كس از حالات من كه تو خبر دارى ( و در اينجا اشاره كرد به جميع گرفتاريها : از مرض و جرّاحى ، و تنهائى ، و ناملايم بودن وضع داخلى ، و هواى گرم ، و قرض فراوان ، و گرو رفتن منزل و غيرها ) . عرض كردم : آرى ! و سپس با يك تبسّم مليحى رو به من كرد و فرمود : من خوشم ، خوش ؛ كسى كه عرفان ندارد نه دنيا دارد نه آخرت ! شفاعت امام هفتم عليه السّلام براى آيه الله گلپايگانى ( ره ) بارى ، يك روز براى ما نقل مىكرد كه در مرحله اى از مراحل سير و سلوك ، حال عجيبى پيدا كردم و بدين كيفيّت بود كه نفس خود را افاضه كنندهء علم و قدرت و رزق و حيات به جميع موجودات مىديدم ، بدين قسم كه هر موجودى از موجودات از من مدد مىگيرد ، و من مُعطى و مُفيض فيض وجود به ماهيّات امكانيّه و قوالب وجوديّه هستم .