السيد محمد حسين الطهراني

102

معاد شناسى (فارسى)

و در عين آنكه بالوجدان ما علوم غيب را در نزد پيامبران و امامان و اولياى خدا كم و بيش مىيابيم ، آن علم غيب منحصراً اختصاص به ذات اقدس او دارد و بس . و بنا بر اين در عين آنكه از غيب خود به مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ مىدهد ، الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ثابت و در جاى متين و استوار خود برجاست ؛ فافهمْ و تأمَّلْ كه ادراك اين حقيقت عين توحيد است . و مانند آيات وارده در تَوَفّى ( ميرانيدن ) و خَلق ( آفريدن ) و رِزق ( روزى دادن ) و تأثير ( اثر رسانيدن ) و حُكم ( حكومت كردن و فرمان دادن ) و بسيارى ديگر از موضوعات كه در قرآن كريم آمده است و در اسلوب قرآن شايع است ، كه در عين آنكه هر كمالى را از غير خدا نفى مىكند ، براى خداوند أصالةً و براى غير او با اذن و مشيّت او اثبات مىكند . و ما بحول الله و قوّته در مجلس ششم از مجلّد اوّل همين دوره از « معادشناسى » بحث كافى در پيرامون اين موضوع نموده‌ايم ، و مبيّن داشته‌ايم كه : تمام موجودات به‌هيچ‌وجه من الوجوه استقلالًا داراى كمالى نيستند ، بلكه خداوند كمالات را به آنها تمليك فرموده است ؛ پس هر موجودى در عالم مُلك و يا مَلَكوت هر كمالى دارد أوّلًا و بالذّات مالِ خداوند است و اختصاص به او دارد و ثانياً و بالعَرَض يعنى به تمليك خدا و به اذن و مشيّت او ، به اين موجود داده شده است . و عنوان عَرَضى و مجازى كه موجودات در اين كمالات دارند هيچگاه اختصاص آن كمال را به نحو ذاتى و أصلى و