السيد محمد حسين الطهراني
70
معاد شناسى (فارسى)
چون مراد از صورت انسانيّت همان مرحله فعليّت محضه است كه اعلا و احسن و اتقن آن در علىّ بن أبىطالب است ؛ و امّا مردم معمولى داراى صورت انسانيّت فعليّه نيستند ؛ اينها قابليّت تحقّق آن را دارند ، اگر بواسطه گناهان عميق صورت انسانيّت را مبدّل ننموده باشند . بارى افراد بشر در مقام تكاملند ، ولى كامل نيستند ؛ و صورت انسانيّت اختصاص به شخص كامل دارد . چون انسان وقتىكه نطفه است داراى صورت انسانيّت نيست ، اين در حال تكامل است . بعد جنين مىشود و داراى صورت انسانيّت نيست ، و بعد در دنيا مىآيد صورت فعليّه ندارد ، بچّه است ، بازى مىكند ، جوان مىشود ، در همه حال صورت حيوانيّت دارد ، چون هنوز به آن مقصدى كه انسان براى وصول به آن آفريده شده است نرسيده است ، و فقط در آن صورت ، صورت فعليّهء انسانيّت تحقّق پيدا مىكند ، شخصى كه شهوت ران است صورت انسانيّت ندارد ، اين صورتِ همان حيوانى را دارد كه داراى اين خصوصيّت از شهوت است . امّا اگر انسان در تمام مراحل استعداد و قوّه رو به فعليّت تامّه برود و تمام جهاتى را كه خداوند بالقوّه به او عنايت كرده است در راه قرب حضرت او به ، مرحله فعليّت برساند ، و انسان كامل شود داراى صورت انسانيّت ميگردد ، الْحِكْمَةُ صَيْرورَةُ الإنْسانِ عالَماً عَقْليًّا مُضاهياً لِلْعالَمِ الْعَيْنىِّ . زيرا كه حكمت آنست كه نفس ناطقه انسان عالَم عقلانى گردد