السيد محمد حسين الطهراني
47
معاد شناسى (فارسى)
اين مطلب اختصاص به لفظ چراغ ندارد ؛ لفظ چراغ يك مثال بود كه زده شد ؛ تمام الفاظ از اين قبيل هستند ؛ در هر زبانى از السنه دنيا خواه حَضَرى و خواه بَدَوى . لفظ صراط نيز همينطور است ؛ صراط يعنى راه و چيزى كه با پيمودن آن از چيزى به چيز ديگر ميتوان رسيد ؛ و واسطه و رابطِ بين آن دو چيز كه با حركت و سير در واسطه ، آن دو چيز با يكديگر مربوط ميشوند ؛ خواه اين راه طبيعى باشد يا صورى و يا مثالى و يا نَفْسَى ، با انحاء و اقسام مختلفى كه در هر قسم آن ميتوان تصوّر كرد ؛ مثلًا فاصله رابط بين دو شهر و يا دو خانه را راه گويند ؛ و فاصله رابط بين دو قطب الكتريك ، و رگهاى شريانى و وريدى بدن كه خون را به قلب و از قلب به نقاط بدن مىرساند ، و خواندن كتاب كه راه براى تحصيل علم است ؛ و سفر در دريا و صحرا براى تجارت كه راه براى كمك رساندن به خلق خدا و تهيه ما يحتاج آنهاست ؛ و زراعت كه راه براى تحصيل غذاست ؛ و عبادت خدا كه راه براى تقرّب بسوى اوست ؛ و موت كه راه براى ورد در عالم برزخ است ؛ و موت از برزخ كه راه ورود به عالم قيامت است ؛ و اظهار شهادتين كه راه براى اسلام است ؛ و ولايت كه راه براى ايمان است . و بالاخره براى وصول به هر چيزى اگر نياز به واسطه اى باشد آن را راه و صراط گويند . و معلوم است كه با وجود آنكه در تمام اين مصاديق معنى و مفهوم صراط صادق است و اين صدق نيز صدقِ حقيقى است نه مجازى ؛ ولى بديهتاً افرادِ اين معنى و مفهوم با يكديگر تفاوت دارند ؛ راه براى كرمان ، غير از راه