السيد محمد حسين الطهراني

25

معاد شناسى (فارسى)

تعلّق و محبّت به غير خدا و دلبستگى به زينت‌هاى آن ، و گرايش به عالم غرور و باطل . پس پيامبر در روى زمين درنگ كرد ولى در دنيا درنگ نكرد و چون روى زمين آمد بدون يك لحظه تأمّل و توقّف بر رياست و جاه و حبّ مال و ساير تعلّقات دنيويّه كَالبَرقِ الخاطِف به سرعت از آن عبور كرد . دنيا يعنى عالم اعتبار ؛ حقائق را كنار زدن ؛ و به اعتباريّات مشغول شدن ؛ و پشت حجاب ظلمانى ماندن ؛ و از سطح انسانيّت تنازل نمودن و در حدود افكار بهائم و شياطين زيست كردن . چقدر زندگى رسول الله اينچنين بوده است ؟ هيچ هيچ . اصلًا زندگانى پيغمبر اكرم اينچنين نبوده است ؛ پيامبر اكرم در تمام مدّت عمر تا هنگام رحلت يك دقيقه مانند مردم دنيا روى هدف و مقصد دنيا زندگى نكرد . در روايت داريم كه انبياء و اولياء از صراط كالبرقِ الخاطِف ميگذرند ؛ شما هنگام برق زدن آسمان ، آسمان را ديده ايد ؟ چگونه آن برق به شما ميرسد و چشم را خيره مىكند ؛ با همين سرعت آنها از صراط عبور ميكنند ؛ دنيا پل است و حتماً بايد از جهنّم بگذرند ؛ انبياء كه به عالم اعتبار وارد شدند و ليكن عبورشان زمانى طول نكشيد ، چون دل ندادند ؛ در آنجا هم از صراط چون برق ميگذرند . از انبياء و ائمّه و اولياء گذشته ، افراد ديگر كه در درجات مختلف پائين‌ترى هستند و به دنيا دل داده‌اند به حسب اختلاف درجات و بستگى آنها به دنيا عبورشان مختلف است .