السيد محمد حسين الطهراني
21
معاد شناسى (فارسى)
بارى انسان در دنيا قدم مىگذارد خواه از مكتب انبياء استفاده كند و يا نكند ، سير خود را در دنيا مىكند و مىميرد و در باطنش راهى داشته است كه به تربيت انبياء به كمال و تمام رسيده و يا نرسيده است ؛ بالاخره در باطن خود پيوسته حركت و سيرى داشته است . در اين حقيقت كه شكّى نيست . اين راهى كه انسان در دنيا بسوى خدا داشته است ، در عالم قيامت ظهور و به روزى دارد ؛ چون سابقاً دانستيم كه تمام موجودات و افعال اين عالم مادّه و طبع و عالم مُلك و شهادت ، در آن عالم غيب و ملكوت يك صورت ملكوتى دارند ؛ يكى از چيزهائى كه در اينجا صورت مُلكى دارد همين سير نفسانى انسان است رو به مبدأ خود كه در آنجا صورت ملكوتيش همان صراط است . و شكّى نيست كه اين صراط را انسان در دنيا داشته است ؛ و چون هر كس در دنيا يك صراط دارد ، در آخرت هم همان صراط را به صورت ملكوتى آن عالم دارد ، و صراط دنيا كه در عالم طبع و مادّه ، در عالم شهوت ، در عالم غضب ، در عالم اوهام و اعتباريّات ، دنيا را اداره مىكند ، و روى امور اعتباريّه پيوند مىدهد ، و موجودات متفرّق را بر اساس همين اعتبار بهم متّصل مىكند ، بايد در قيامت صورت ملكوتى كه بروز صورت مُلكى است داشته باشد ، بنابراين تمام افراد بشر كه در دنيا آمدند و از دنيا مىروند ؛ اصل ظهور و بروز دنيا در قيامت جهنّم است ، و راهى كه انسان از دنيا به بهشت دارد صراطى است در جهنّم كه