السيد محمد حسين الطهراني
83
معاد شناسى (فارسى)
نگو در برابر آن حضرت : اين كار را ميكنيم و آن كار را نمىكنيم ! آخر رسول الله نشسته ، اين پيغمبر خداست ؛ تقدّم جستن بر رأى و فكر و اراده و گفتار او تقدّم جستن بر حقّ است ؛ و آن تقدّم عين ضلال و گمراهى است ؛ و موجب حبطِ مثوبات و اعمال شماست گرچه خودتان هم نفهميد ! و اين داد زدن و صدا بلند كردن و تقديم رأى خود را نوعى از مقامات و شخصيّت خود بدانيد . از شخص موثّقى شنيدم كه ميگفت : روزى يك شخص معمّم براى عيادت مرحوم علّامه أمينى رحِمهُ الله در منزل موقّت ايشان كه در طهران پيچ شميران بود رفته بود ؛ و علّامه : صاحب الغدير سخت مريض و به پشت خوابيده بودند ، و در ضمن سخنان گفته بود كه : آقا ! مثلًا اگر انسان به حضرت عبّاس علاقه و محبّت نداشته باشد به كجاى ايمان او صدمه مىخورد ؟ ! علّامهء امينى متغيّر شده و با آن نقاهت نشست و گفت : به حضرت أبو الفضل كه سهل است ، اگر به بند كفش من كه نوكرى از نوكران حضرت أبو الفضلم علاقه نداشته باشد ازاينجهت كه نوكرم و الله به رو در آتش خواهد افتاد ! بارى گفتار ما اينك در بحث نامهء اعمال و تطاير كتب به پايان ميرسد و إنشاءالله در مجلس آينده از بحث شهادت گفتگو خواهيم داشت و در اين بحث يك نكته در آيه طائر باقى ماند كه با ذكر آن بحث را خاتمه ميدهيم و آن اينكه در آيه كريمه : وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ