السيد محمد حسين الطهراني

23

معاد شناسى (فارسى)

زانكه حسّ چشم آمد رنگ كش * مغز و بينى ميكشد بوهاى خوش زين كشش‌ها اى خداى راز دان * تو به جذب لطف خودمان ده امان « 1 » در اين عالم كثرت و اعتبار ، به صورت ظاهر همه با هم مخلوطند ؛ ولى از نقطهء نظر گرايش‌هاى باطنى مردم به دستجات و احزاب و فِرق و مِلل و نِحل منقسم ميشوند . و هر دسته تابع امامى خاصّ و پيشوائى مخصوص به خود مىباشند ؛ در قيامت كه موطن بروز حقائق است خداوند هر دسته و جمعيّتى را به سبب امامشان ميخواند ؛ آن كسان كه اهل سعادتند نامهء عمل از ناحيه و موطن سعادت به آنها ميرسد و بوسيلهء امام بحقّ امام سعادت خوانده ميشوند ؛ و آن كسانى كه اهل شقاوتند نامهء عمل از ناحيه و موطن شقاوت و بوسيلهء امام باطل ، امام شقاوت خوانده ميشوند . پس امام به حقّ كه سعيد است داراى صفت سعادت است كه راستى است ؛ و يمين كه سعادت است نَعْت و صفت امام است ؛ و بنابراين تفريع فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ ، تفسير يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ را مىكند و مىفرمايد : چون امام محلّ جذب افراد هم سنخ مىباشد كسانى كه داراى سنخيّت رحمت و عافيت هستند و اين صفت در آنها مشهود است بوسيلهء امام به حقّ خوانده ميشوند . و امام جائر و باطل كه شقىّ است داراى صفت شقاوت است

--> ( 1 ) « ، مثنوى » جلد ششم ، از طبع ميرخانى ، ص 601 ، ص 11