السيد محمد حسين الطهراني

61

معاد شناسى (فارسى)

پاسخ صحيح به منكرين معاد جسمانى و پاسخ صحيح آنست كه : اوّلًا : نفس انسان گرچه خود به خود ميرود در عالَم خود ، و در آنجا مبتهج و مسرور مىشود ، ولى خود نفس داراى سَمع و بَصر و ادراك است ؛ يعنى علاوه بر قوّهء متخيّله كه آلت دست نفس است و قواى ذهنيّه كه آلت ترقّى و تكامل اوست ، خود نفس در ذات خودش بصير است و عليم است و داراى سائر صفات كمال است . بنابراين ، خود نفس هم كه به عالم خود برود ، باز از اين قوا كه در ذات خودش منطوى است ، مبتهج و مسرور مىشود و از آن لذّات استفاده مىكند ، و اين غير از لذّات عقلانيّه است كه اختصاص به عالم فناء دارد . و ثانياً : اصولًا خود قوّهء خيال و عالم مثال ، مجرّد است ؛ و اينكه مىگويند : حتماً بايد بدن باشد تا قوّهء خيال و تصوّرات انسان بر آن قائم باشد ، كلامى خطابى بيش نيست ؛ و روى ادلّه و براهين فلسفيّه اثبات شده است كه : قوّهء خيال مجرّد است ؛ و انسان در اثر تكامل و ترقّى ميتواند خيال خود را از بدن خلع كند . و انسان به « وجود روحانى » در عالم مثال و صورت هست ، و بدن اصلًا نيست ؛ و نه تنها قواى متخيّله و مفكّره بلكه حسّ مشترك و قوّهء حافظه و سائر قواى نفسانيّهء انسان همگى مجرّد هستند . و بر همين ادلّهء تجرّد قوّهء خيال ، اثبات عالم مثال را نموده‌اند ، و آن عالَمى است بين عالم دنيا و عالم قيامت ؛ عالم دنيا عالم مادّه است ، عالم قيامت عالم معنى و تجرّد محض است ، و عالم مثال بين