السيد محمد حسين الطهراني

29

معاد شناسى (فارسى)

درخت ميگويد : إِنِّي أَنَا اللَّهُ ؛ صوت خدا اينجاست ؛ نه در درختْ ديگرى سخن ميگويد و خودش در پس پرده قرار گرفته و مجازاً ايجاد سخن در درخت كند . اين درخت تجلّى خدا بود ، اين درخت مأمور خداست يا نه ؟ مأذون از طرف خداست يا نه ؟ تمام وجودش ، ظاهرش و سرّش ، ريشه‌اش و برگش ، تمام ذرّات وجودش ، تمام قطرات آبى كه در داخل اين درخت در حركتند ، تمام اينها در قبضهء خدا ، در قدرت خدا ، در علم خدا ، ظهور و تجلّى خدايند . خداوند حقّاً و حقيقةً از هر ذرّهء اين درخت به خود اين درخت واقعاً نزديكتر است ، اوّل خداست و پس از آن اين درخت ، خداوند با اين درخت و قبل از اين درخت و بعد از اين درخت است . هر ذرّه از ذرّات اين درخت اوّلًا به خداست و سپس به خود است ؛ بلكه بگوئيد : اوّل به خداست و آخر هم به خداست . پس خود اين درخت نشان دهندهء خداست و دارد نشان ميدهد : إِنِّي أَنَا اللَّهُ اشعار حكيم سبزوارى ( قدّه ) در مورد تجلّى خداوند در موجودات چه خوب حكيم سبزوارى قدّس اللهُ نفسَه فرموده است : شورش عشق تو در هيچ سرى نيست كه نيست * منظر روى تو زيب نظرى نيست كه نيست موسئى نيست كه دعوىّ أنا الحقّ شنود * ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست