السيد محمد حسين الطهراني
12
معاد شناسى (فارسى)
از قوم يهود را كشت ؛ اين داستان در تواريخ ثبت و ضبط است . حضرت عُزَيْر پيغمبر از دست او فرار كرد و در چشمهاى رفت و غائب شد ، امّا نمرد ؛ خداوند او را حفظ فرمود . بعد از ساليان متمادى كه بدنهاى يهود در آن صحرا از بين رفته و استخوانهاى آنان باقى مانده بود ، حضرت إرْمياى پيغمبر از آن بيابان ميگذشت ؛ ديد عجيب داستانيست ؛ يك صحرا استخوانهاى متفرّق و جدا شده و درهم و برهم شده . بسيار در حيرت افتاد و گفت : خدا چگونه اينها را بعد از مردنشان زنده مىكند ؟ قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها . « 1 » فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ « 2 » ، خداوند خودش و خرش را قبض روح نموده و بعد از يكصد سال زنده كرد . إرميا ديد در مقابل ديدگانش خودش و خرش لباس مادّه پوشيدند و اجزاء متشتّته جمع شده ، روى استخوانها را پوشيدند ؛ و بدين كيفيّت خداوند زنده شدن مردگان را به إرميا نشان داد . زنده كردن مرغان كشته شده ، بدست حضرت إبراهيم عليه السّلام حضرت إبراهيم عليه السّلام از خداوند تقاضا نمود كه جنبهء فاعلى و إعمال قدرتى كه براى زنده شدن مردگان صورت ميگيرد را بداند ، و گفت : كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى « 3 » « چگونه تو اى پروردگار به مردگان جان ميدهى » ؟ فرق سؤال حضرت إرميا و حضرت إبراهيم از خداوند در مورد زنده شدن مردگان اين سؤال غير از پرسش إرمياست ؛ سؤال إرميا از نحوهء فعل و
--> ( 1 ) قسمتى از آيه 259 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) همان مصدر ( 3 ) قسمتى از آيه 260 ، از سورهء 2 : البقرة