السيد محمد حسين الطهراني

77

معاد شناسى (فارسى)

عجائب و غرائبش عالم وجه اللهى مىبينيم ؛ عالم امر مىبينيم . نفس ما كه بدين دنيا آمد و به موجودات نگاه كرد و آنها را بواسطهء غلبهء كثرت و گم شدن نور توحيد از شدّت ظهور در شبكه‌هاى مجالى و مظاهر و علل و اسباب ، مستقلّ نگريست ؛ اين عالمِ خَلق را با اين افقِ ديد و شعاع نظر ايجاد كرد ، در مقابل عالم امر . اگر اين نفس بواسطهء غلبهء وحدت و پيدا شدن نور توحيد در مظاهر عالم ، نظر استقلالى خود را به خدا بيندازد و از اين عالم منعطف كند ، ديگر عالم خلقى نيست ؛ عالم امر است و بس . پس همهء موجودات به جاى خود هستند و قيّومشان خداست . اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ . « 1 » « خداست كه هيچ معبودى جز او نيست و اوست زنده و قيّم موجودات . » وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ . « 2 » « صورت‌ها و چهره‌ها همه در مقابل خداوند زنده و قيّم دستگاه آفرينش ، به تذلّل و خضوع درآمدند . » پس بنابراين موجودات كه فانى ميشوند و خدا باقى مىماند ، معنايش اين نيست كه موجودات بايد در خارج به وجود حقيقى خود معدوم و زائل گردند ، و جنبهء وجه اللهى را از دست بدهند ، و خدا يكى بماند .

--> ( 1 ) صدر آيه 255 ، از سورهء 2 : البقرة ؛ و آيه 2 ، از سورهء 3 : ءَال عمران ( 2 ) صدر آيه 111 ، از سورهء 20 : طه