السيد محمد حسين الطهراني

63

معاد شناسى (فارسى)

بارش زندگى و حيات و برانگيختگى ؛ و بر اثر آن زمين حيات به خود ميگيرد و نموّ مىكند . و سپس مردم مانند مَشك آب به هم ميخورند و تمام ذرّات بدنها كه در زمين منتشر است و هر ذرّه‌اش در يك جا افتاده بواسطهء زده شدن جمع مىشود مانند ذرّات طلا كه به علّت شستشوى با آب ، از خاك و شن جدا مىشود ؛ و مانند كَره‌اى كه در ميان دوغ مخلوط است ، و بواسطهء حركتِ مشك از دوغ جدا ميگردد . پس بنابراين خاك بدن هر نفسى با هم جمع شده و به قالب خودش ميرود ، و به اذن خدا به آنجائى كه روح مكان دارد انتقال مىيابد . پس از آن ، صورتها به اذن مصوّرش ، به هيئات اوّليّه شان باز ميگردند و روح در آنها داخل مىشود ، كه ناگهان انسان خود را مُستوى و تمام عيار مشاهده نموده ؛ و چيزى را از خودش نمىتواند انكار نمايد . » در اين فقره از روايت هم وارد است مَطَرَتِ الارْضُ . پس معلوم مىشود بارانى هست ، زمينى هست ، حركتى در زمين هست مثل حركت مَشك . زنده كردن جبرائيل دو مرده را در بقيع براى رسول الله و نيز در « تفسير علىّ بن إبراهيم » از پدرش از ابن أبى عُمَير از جميل بن درّاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه چون پروردگار اراده كند كه عالم آفرينش را مبعوث فرمايد ، بر زمين چهل روز باران مىبارد قطعات بدن بهم مىپيوندند و روى آنها گوشت روئيده مىشود . و سپس آن حضرت فرمود : جبرائيل نزد رسول خدا صلّى الله