السيد محمد حسين الطهراني
42
معاد شناسى (فارسى)
اوامرش چون و چرا نكند ، آن حضرت راه آسمان معرفت را به او نشان خواهد داد و با كليدى كه از جانب خدا در دست دارد قفلها را خواهد گشود و حجابهاى ظلمانيّه و نورانيّه را مرتفع خواهد نمود . گر در ره عاشقى قدم صدق نهى * معشوقه به اوّل قدمت پيش آيد او از انسان استقبال مىكند و به ملاقات مىآيد و رفع حوائج و نيازمندىها مىنمايد . نجات عمران بن شاهين از عضد الدّوله ، به بركت أمير المؤمنين عليه السّلام مجلسى رضوان الله عليه نقل مىكند از كتابى كه در آن از شيخ حسن بن حسين بن طَهّال مقدادى نقل كرده است و او از پدرش ، و پدرش از جدّش كه علىّ بن طهّال است روايت مىكند كه : عِمران بن شاهين كه از اهل عراق بود در مقام ستيزگى و عصيان بر حكومت عضد الدّولة ديلمى بر آمد و عليه دولت او قيام نمود . عضد الدّوله در صدد تعقيب و دستگيرى او بر آمد و با كوشش و جدّيّتى هر چه تمامتر او را تعقيب نموده و در طلب او با تمام قوا مصمّم شد . عِمران براى خود چارهاى نديد مگر آنكه متخفّياً به نجف اشرف فرار كند و در آنجا با لباس مبدّل روزگار بگذراند ؛ و به أمير المؤمنين عليه السّلام پناه آورد تا او را از دست عضد الدّوله رهائى بخشند . عِمران در تحت قبّهء منوّرهء أمير المؤمنين عليه السّلام پيوسته به دعا و نياز مشغول بود تا اينكه يك شب آن حضرت را در خواب ديد كه به او گفتند : اى عمران ! فردا فَناخُسرو براى زيارت اينجا مىآيد ؛ و حرم را براى او قرق مىكنند و هر كسى را كه در اينجاست از حرم