السيد محمد حسين الطهراني
4
معاد شناسى (فارسى)
وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً * وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً . « 1 » « آسمان باز مىشود ، و درهائى مىشود . و كوهها به گردش در مىآيند ، و سراب ميگردند . » سراب به معناى باطل است ، در مقابل آب . سراب يعنى آب خيالى و آب توهّمى . سراب به چيزى ميگويند كه حقيقت ندارد و در تخيّل انسان خود را به صورت واقع نشان داده و جلوه كرده است . سراب كه در بيابانهاست آبنماست ، كه از نور و حرارت خورشيد به زمين ، نقاط صيقلى كه از شن و ماسه پوشيده شده است ، از دور به منظرهء مَيَعان و لَمَعان ، آب جلوه مىكند و بيننده مىپندارد كه آب است . و چون نزديك ميرود معلوم مىشود كه آب نيست و آبِ باطل است و آب خيالى است . در اين آيه ميفرمايد : كوهها سراب مىشود يعنى باطل مىشود ، درحالىكه اگر كوهها خُرد شوند و مانند پشم زده شده در ميان فضا و آسمان و زمين پراكنده شوند و يا در دريا ريخته شوند ، باز باطل نخواهند بود بلكه حقيقتى است كه از يك صورت و يك شكل به شكل ديگرى در آمده است . آيهاى كه در مَطلَع بحث ذكر شد دنبالهء آيه نفخ صور است : وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي
--> ( 1 ) آيه 19 و 20 ، از سورهء 78 : النّبأ