السيد محمد حسين الطهراني
104
معاد شناسى (فارسى)
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ . « 1 » « همان طورى كه خداوند شما را ايجاد كرد و از مبدأتان فرود آورد ، شما باز ميگرديد و رجوع و عود مىكنيد . » بنابراين معاد رجوع به خداست . انسان بايد به مبدأش رجوع نمايد ، و البتّه در اين رجوع حقائقى براى انسان منكشف ميگردد ؛ آن حقائقى كه در اين عالم بر انسان مخفى بود ، و سلسلهء عِلل و معلولات و اسباب و مسبّبات ، انسان را در يك زنجير تعيّن و تقيّد محبوس كرده و نگذاشت كه انسان جمال أحديّت را در تمام موجودات روشن و واضح مشاهده كند . علّت عدم مشاهدهء حقّ در دنيا ، حجاب پندار است در اين عالم حسّ و محسوسات ، أفكارى كه بر انسان غالب مىشود و غرائز انسان كه از حال تعادل خارج مىشود مانند شهوت و غضب و وَهْم ، او را در يك عالمى از پندار فرو مىبرد كه بين او و ادراك حقيقت فاصله مىاندازد ؛ اين پندار مخالف با واقع است . از اينجا كه آهنگ رحيل مىكند و بار سفر مىبندد ، اين پندارها ميسوزد و از بين ميرود ، و آن حقائق بر او منكشف مىشود . اين پندارها اوهام اين عالم است كه بر خلاف أصالت واقع در او پديد آمده بود و جنبهء وجه خَلقى دارد ؛ و آن حقائق راجع به آن عالم است و جنبهء وجه اللهى دارد . حقيقت موجودات يكى بيش نيست ؛ چون تشخّص ملازم با وحدت است ، و هر شخصى از موجودات و اشياء يكى است ؛ و
--> ( 1 ) ذيل آيه 29 ، از سورهء 7 : الاعراف