السيد محمد حسين الطهراني

96

معاد شناسى (فارسى)

« تو هستى كه در دلهاى اوليائت از انوار عالم غيب تاباندى ، تا آنكه تو را شناختند و تو را واحد و يكتا دانستند . و تو هستى كه اغيار را از دل‌هاى محبّانت پاك كردى ، كه آنها به‌هيچ‌وجه غير از تو را دوست ندارند و به غير از تو پناه نمىبرند . تو مونس و انيس آنان هستى در وقتى كه سيرِ در عوالم ، آنها را به وحشت اندازد ؛ و تو هادى و راهنماى آنان هستى در جائى كه راهها و روشها و آيات بر آنها روشن و واضح گردد . كسى كه تو را گم كرده است چه چيز را يافته است ؟ و كسى كه تو را يافته است چه چيزى را گم كرده است » ؟ عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد * صوفى از خندهء مِى در طمع خام افتاد حُسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد * اين همه نقش در آئينهء اوهام افتاد

--> - و ليكن ممكن است بگوئيم كه اين دعا از خود سيّد الشّهداء است و در هنگام تأليف « مصباح الزّائر » ابن طاووس به اين فقره دست نيافته است و در « إقبال » آورده ، و ابن عطاء كه هم عصر و متأخّر از ابن طاووس بوده است اين دعا را از ابن طاووس اخذ نموده و بدين دعا مناجات مىنموده است ؛ لذا پس از فوت ابن عطاء آن را جزء مناجات‌هاى او ضبط كرده‌اند . و بنابراين ، گفتار جلال الدّين همائى ( در « مولوى نامه » بخش دوّم ، مقدّمه ، صفحهء ب ، در تعليقه ) مبنى بر مسلّم بودن دعا از ابن عطاء الله اسكندرى چنانچه از نسخهء قديمى يافته است ، و بر اثر آن حكم به تخليط آن ؛ بلا وجه است .