السيد محمد حسين الطهراني
36
معاد شناسى (فارسى)
لَبِئْسَ حُشَاشُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ ؛ إنَّكُمْ تُكَادُونَ وَ لَا تَكِيدُونَ ، وَ تَنْتَقِصُ أَطْرَافُكُمْ وَ لَا تَتَحَاشُونَ ، وَ لَا يُنَامُ عَنْكُمْ وَ أَنْتُمْ فِى غَفْلَةٍ سَاهُونَ . إنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْيَقْظَانُ ؛ أَوْدَى مَنْ غَفَلَ ، وَ يَأْتِى الذُّلُّ مِنْ وَادِعٍ . غُلِبَ الْمُتَخَاذِلُونَ ، وَ الْمَغْلُوبُ مَقْهُورٌ وَ مَسْلُوبٌ - الحديث . « 1 » « اى بندگان خدا ! چه شده است كه چون شما را امر به خروج ميكنم به زمين مىچسبيد ؟ آيا شما به عوض حيات سرمدى و زندگى جاودانى حقيقى در پاداش خود به حيات و زندگى دنيا اكتفا نموده و راضى شده ايد ؟ و پستى و ذلّت را جانشين عزّت پنداشتيد ؟ هر وقت كه شما را به جهاد در راه خدا ميخوانم چشمهاى شما به دَوَران و گردش مىافتد و از شدّت ترس و نگرانى گويا در سكرات مرگ افتاده ايد ! و راههاى فهم و ادراك بر شما بسته شده و زبان شما لال و از كار افتاده شده است ؛ و گويا دلهاى شما به جنون و ديوانگى آميخته شده و تعقّل نمىكنيد ، و گويا چشمهاى شما نابيناست و اصلًا چيزى را نمىبينيد ! آفرين بر شما كه مال خدا هستيد ! « 2 » در حال آرامش در ادّعا ، چون شيران شرزهء بيشهء فرات بوده ، و در حال جنگ و كارزار چون روباهان دروغ زن و حيلهگر از اين سوراخ به آن سوراخ پنهان ميشويد .
--> ( 1 ) « الغارات » ج 1 ، از ص 33 تا ص 37 ( 2 ) معناى لِلَّهِ أنْتُمْ اينست كه : آفرين بر شما ؛ البتّه بر وجه استهزاء و تهكّم است و شبيه لِلّه دَرُّكُم است ، يعنى از بس شما خوب هستيد مال خدا هستيد !