السيد محمد حسين الطهراني
4
معاد شناسى (فارسى)
« آيا اين كافران و مشركان اميد و انتظارى را دارند مگر انتظار ساعت قيامت كه ناگهان بيايد و آنها را در بر گيرد ؟ حقّاً كه علامات قيامت آمده است . در آن وقتى كه قيامت بيايد ، ياد قيامت و تذكّر آن چه سودى براى آنان خواهد داشت ؟ » سياق اين آيه سياق مؤاخذه و تهكّم است . مثل اينكه كافران در موقفى هستند كه يا بايد از حقّ تبعيّت كنند و بنابراين عاقبت آنها مقرون به خير و سعادت گردد ، و يا بايد انتظار ساعت قيامت را ببرند تا بواسطهء مشاهدهء تحقّق و وقوع و إشرافى كه بر آن پيدا كنند و خصوصيّاتى را كه از آن ببينند متذكّر گردند و ايمان آورند و از حقّ متابعت كنند . امّا پيروى از حقّ را امروز ننمودهاند و بنابراين يك احتمال بيشتر نمىماند و آن آمدن خود قيامت است . علائم قيامت و حضور انسان در آن امروز كه علائم قيامت از قسمت شدن انسان به افراد صالح و تبهكار ، كه لازمهاش وجود قيامت و رسيدگى به حساب است ، و پيدايش مرگ كه عبور براى وصول به آن است و يا ظهور پيامبر آخر الزّمان و انشقاق قمر و نزول قرآن كه آخرين كتاب آسمانى است براى آنها فائدهاى ننموده و با مواعظ بليغه و بيّنات و حُجج واضحه و عبرتهاى پى در پى در مقابل حقّ خضوع نكردند ، و براى خود با ايمان به خدا و عمل صالح طرفى نبستند ؛ هيچ راه ديگرى براى اتّعاظ و هدايت و ايمان آنها نيست مگر وقوع خود قيامت ؛ و امّا در آن حال ديگر ايمان فائدهاى ندارد ، چون كار يكسره شده و عالم عمل