السيد محمد حسين الطهراني
8
معاد شناسى (فارسى)
خود را نموده و راه خود را هموار نمايد . اگر بگويد من به اهل فنّ مراجعه نمىكنم تا دليلش را بفهمم ، خود را به هزار مخاطره و تهلكه انداخته است . وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا « 1 » « به شما از مراتب و درجات علم داده نشده است مگر مقدار اندكى ! » ما بطور كلّى از علم بهرهء كمى داريم ؛ چطور ممكن است انسان در هر علمى از علوم دنيا و از علوم الهيّه و علوم مجرّدهء عالم ملكوت ، به يكايك از آنها صد در صد واقف شود و سپس دست به مقام عمل و كار زند ؟ اين محال است ! انسان موجوديّتش محدود است و نمىتواند احاطه پيدا كند بر علوم غير محدوده . شخص مريض ميرود نزد طبيب ، نمىتواند به طبيب بگويد تا اين دوائى را كه ميخواهى بدهى من نفهمم چيست ، تركيباتش كدام است ، موادّش از چه گرفته شده ، فعل و انفعالاتى كه اين دوا در بدن ما مىكند كدام است ، من استعمال نمىكنم ! اگر چنين بگويد ، طبيب چارهاى ندارد جز آنكه بگويد : عمل نكن ، برو بمير ! طبيب ميگويد : من ساليان دراز درس خواندهام مطالعه كرده تجربيّاتى حاصل نمودهام ، عمر خود را صرف كردهام تا فهميدهام ، تو
--> ( 1 ) ذيل آيه 85 ، از سورهء 17 : الإسراء