السيد محمد حسين الطهراني

69

معاد شناسى (فارسى)

مهاجرت ندارند : يا تمكّن فكرى و عقلى و يا تمكّن مالى و يا تمكّن بدنى ، يا مثلًا عياذاً بالله در نقاط نزديك و دسترس حكومت اسلامى نيست و قدرت مهاجرت به نقاط دور دست را ندارند ، مانند بعضى از مردان و زنان و فرزندان كه هيچگونه حيله و چاره‌اى براى استخلاص خود در تحت قدرت خويش ندارند و هيچگونه راهى براى آزادى خود نمىانديشند ؛ اين جماعت از مؤاخذهء فرشتگان قبض أرواح مصون و از حركت و مصير بسوى جهنّم ايمنند ، زيرا اميد است پروردگار از گناهان آنان درگذرد و البتّه خداوند درگذرنده و آمرزنده است . وجوب هجرت به دار الإسلام غير از آنچه ذكر شد نكاتى از اين دو آيه استفاده مىشود كه شايان دقّت است : نكتهء اوّل : وجوب هجرت از دار الكفر به دار الإسلام ، زيرا توبيخ ملائكه به عدم هجرت مبنى بر امر به زندگى مرفّهانه و اجتماع منزلى و مدنى نيست ، اينها امورى است كه مشترك بين مؤمنان و كافران است ؛ بلكه مبنى بر لزوم زندگى دينى و مذهبى است كه بتوان - در آن هجرت - به تكاليف الهيّه پرداخت . « 1 »

--> ( 1 ) در آيه 41 ، از سورهء 22 : الحجّ بعد از آنكه در آيات سابقهء بر آن خداوند اذن مقاتله و نبرد به افرادى كه مورد ستم واقع شده‌اند و بدون حقّ از خان و مانشان بيرون رانده شده و جلاى وطن نموده‌اند و ندايشان ربُّنا الله بوده است ، داده و حقّ تشكيل حكومت مستقلّ الهى را داده است ؛ أعمال آنانرا كه پايهء تشكيل چنين حكومتى است بيان ميفرمايد : الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ . يعنى تشكيل حكومت اسلام حتماً بر اساس اقامهء نماز ( نماز فُرادى و جماعت و جمعه و عيد ) و ايتاء زكات و امر به معروف و نهى از منكر ، كه حتماً بايد بوسيلهء حاكم فقيه عادل صورت گيرد ، قرار خواهد گرفت .