السيد محمد حسين الطهراني
41
معاد شناسى (فارسى)
و اگر حاجتى تو را وادار كند كه ناچار با افرادى مصاحبت و همنشينى كنى ، پس براى خود مصاحب و همنشينى اختيار كن كه اين مصاحبت موجب زينت و احترام تو گردد ، و اگر او را خدمت كنى تو را حفظ كند ، و اگر از او كمكى بخواهى تو را كمك كند ، و اگر سخنى گوئى گفتار تو را تصديق كند و صحّه بگذارد ، و اگر با كسى بخواهى در افتى و با شدّت رفتار كنى صَولت تو را محكم كند ، و اگر بخواهى دستت را به كرم و عطا دراز كنى مانع اين نشود بلكه خود در اين امر مساعدت نمايد ، و اگر در تو فتور و رخنهاى پيدا شد فوراً آن را ببندد و مسدود كند ، و اگر از تو نيكى ببيند آن را به حساب آورد و دستخوش نسيان قرار ندهد ، و اگر تو از او چيزى خواستى به تو بدهد ، و اگر در مواقع ضرورت و نياز از خواستن امتناع ورزيدى خود او ابتدا به دادن كند ، و بدون سؤال رفع ضرورت و حاجت از تو بنمايد ، و اگر بعضى از حوادث و ناملايمات بر او وارد شود ، مراتب دوستى تو با او چنان باشد كه تو را به رنج و ناراحتى اندازد . « 1 » آن رفيقِ همنشين ، كسى باشد كه از ناحيهء او هيچگاه ناراحتى و
--> ( 1 ) - در نسخهء « بحار » طبع كمپانى و طبع حيدرى چنين آورده است كه : وَ إنْ نَزَلَتْ إحْدَى الْمُلِمّاتِ بِهِ ساءَكَ . و لذا ما بدون تصرّف همان را در اينجا ترجمه كرديم و ليكن در كتاب « معالى السّبطين » كه او هم از « بحار » نقل كرده است اينطور آورده است كه : وَ إنْ نَزَلَتْ بِكَ إحْدَى الْمُلِمّاتِ واساكَ . يعنى اگر به تو بعضى از شدائد و گرفتارىهاى روزگار برسد مواسات كند . و البتّه اين معنى صحيحتر و مناسبتر است .