السيد محمد حسين الطهراني
37
معاد شناسى (فارسى)
إسحق بن بهلول [ از پدرش بهلول ] بن حسّان از طلحة بن زيد رقّى از زبير بن عطاء از عمير بن مانى عبسى از جنادة بن أبى اميّه كه گفت : من وارد شدم بر حضرت حسن بن علىّ بن أبى طالب عليه السّلام در همان مرضى كه با آن وفات نمود ، و در مقابل آن حضرت طشتى بود كه در آن خون قِى مينمود و كبد آن حضرت قطعه قطعه از سمّى كه معاويه لعنَهُ اللهُ خورانيده بود خارج ميشد « 1 » ؛ و عرض كردم : اى مولاى من ! چرا خود را معالجه نمىكنيد ؟ حضرت فرمود : اى بندهء خدا ! مرگ را به چه علاج كنم ؟ گفتم : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
--> ( 1 ) در تعليقهء « بحار » طبع حيدرى كه به انشاء آقا شيخ محمّد باقر بهبودى است چنين وارد است كه : در اين كلام غرابت است ؛ چون وقتى جگر آب شود ، به صورت لِرْد به أمعاء ميرود و به معده بالا نمىآيد تا به صورت خون از دهان خارج شود ؛ و صحيح همانطور كه در سائر احاديث وارد است آنكه در مدّت چهل روز طشتى در زير آن حضرت ميگذاردند و طشتى را بر ميداشتند ، و آن حضرت ميفرموده است : من جگر خود را انداختم و ظاهرش خروج جگر به صورت لرد از أمعاء است . و من چنين گمان دارم كه اين داستان بر افهام راويان دگرگون شده و اينطور نقل كردهاند ؛ علاوه بر آنكه سند اين حديث از اصل ضعيف است . - انتهى . و اين حقير ميگويد : خروج جگر به صورت ذوب شده از معده بُعدى ندارد ؛ چون رگهاى « ماساريقا » كه رابط بين جگر و معده هستند مىتوانند خون كبد آب شده را به معده بياورند و نظير اين قى كردن خون هم در مريضهائى كه به مرض كبدى دچارند ديده شده است ؛ علاوه اصل اين گفتار از جناده است نه از حضرت مجتبى ، و ممكن است جناده به نظر خود خونهاى قى شده را خون جگر پنداشته است ؛ و عَلى كلِّ تقدير ايرادى به روايت وارد نيست .