السيد محمد حسين الطهراني
13
معاد شناسى (فارسى)
اين تخيّلات و شبهات همه ناشى از استكبار است ؛ يعنى : چون نفوس خود را بسيار منزّه و مبرّى ميدانيم حاضر نيستيم كه در نماز جمعهء فردى كه مانند خود ما آن را اقامه مىكند حضور به هم برسانيم . حاضر نيستيم كه در تحت حكومت فقيهى مانند خود درآئيم و با او بيعت كنيم . حتّى حاضر نيستيم به جماعت مرد عادلى حاضر شويم و به جاى امامت ، مأموم گرديم و نفس ما براى بهانه و عذر - براى عدالت به نحو كلّى و براى آن امام موضوعاً به نحو جزئى - هزار گونه شبهه و شكّ ميزايد درحالىكه در سائر امور كه از اين قبيل نيست اينگونه شبهات را صادر نمىكند ، بلكه به عكس شبهات واقعيّه را به نحوى از انحاء توجيه و تأويل نموده بر محمل صحيح مىنشاند . نام اين مرض روحى را قرآن كريم استكبار گذارده است و عجيب نام گذارى نموده است . روحيّهء مقدّسمآبى ناشى از استكبار و خودپسندى است خلاصه ، بيشتر مقدّسمآبيهاى مقدّسمآبان ناشى از روح استكبار و خودپسندى است ، كه ناخود آگاه يا خود آگاه به عنوان تقدّس جا ميزنند و عمرى را با آن به سر آورده و به تودهء محروم و عوام مردم قالب ميزنند ، و آن مساكين هم ، چنين افراد مستكبر را مردمى زاهد و عابد و اهل تقوى و ورع مىپندارند ؛ فضلوا و أضلوا عن سواء السبيل . قرآن مجيد از لسان مستكبرين بيان ميفرمايد كه آنها بر اساس تقدّس و احتياط كارى و محافظهانديشى ، كه خداى ناكرده بدون