السيد محمد حسين الطهراني
71
معاد شناسى (فارسى)
از كثرت مانند آن را نديدهام به دنبال شما آمده است ، و آنقدر ياران او خشمگين هستند كه گوئى يك قطعه آتشند . أبو سفيان گفت : واى بر تو چه مىگوئى ؟ معبد گفت : سوگند به خدا هم اكنون كه از اينجا كوچ نكردهاى طليعهء اسبان مسلمانان را خواهى ديد . أبو سفيان گفت : سوگند به خدا كه ما به اتّفاق آراء تصميم داريم بر محمّد و يارانش بتازيم و آنها را از بيخ و بن بركنيم . معبد گفت : سوگند به خدا كه من هيچ صلاح نمىبينم . أبو سفيان نگران شد و به سمت مكّه رهسپار گشت و فرار را برقرار و حمله اختيار نمود ، و به نعيم بن مسعود أشجعى كه عازم مدينه بود وعدهء مال فراوانى داد كه برو نزد محمّد و يارانش و آنها را هر چه بيشتر از شوكت و قدرت ما بترسان و بگو كه هم اينك أبو سفيان و همراهانش با تجهيزات كافى عازم حمله به مدينه و كشتن محمّد و يارانش و اسارت زنان جوان هستند ، و بگو كه ميخواهند بكلّى بنياد آنها را از ريشه بركنند . نُعَيم بن مسعود كه از منافقين مدينه بود و به صورت ظاهر اسلام اختيار كرده بود ، بسوى اصحاب رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رهسپار شد و آنها را هر چه تمامتر بيم داده و با كلمات موحِش ميخواست دل آنان را خالى كند و آنها را از سَطوَت مشركين در خوف و هراس اندازد ، و در نتيجه آنها را از قصد و عزيمت حمله به كفّار منصرف بنمايد .