السيد محمد حسين الطهراني

55

معاد شناسى (فارسى)

« هيچگاه بنده‌اى از بندگان من به من تقرّب نمىجويد به چيزى كه در نزد من بهتر باشد از آن عملى كه بر او واجب كرده‌ام و بر عهدهء او قرار داده‌ام ؛ و بندهء من دائماً به من تقرّب ميجويد بواسطهء كارهاى پسنديده و خوبى كه من بر عهدهء او قرار نداده‌ام بلكه به عنوان نَفل و مستحبّ مورد رضا و محبّت من بوده است ، تا به سرحدّى كه من او را دوست مىدارم ؛ پس در آنوقت كه بندهء من مورد محبّت من قرار گرفت ، من خودم گوش او ميشوم كه با آن مىشنود ، و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند ، و زبان او ميشوم كه با آن به سخن در مىآيد ، و دست او ميشوم كه با آن ميگيرد ؛ اگر مرا بخواند اجابت ميكنم ، و اگر از من چيزى بخواهد به او عنايت ميكنم » . كلام خواجه نصير در « شرح إشارات » دربارهء صفات عرفا خواجه نصير الدّين طوسى ( ره ) در فصل نوزدهم از نَمَط نهم از « شرح إشارات » فرمايد : إنَّ الْعارِفَ إذا انْقَطَعَ عَنْ نَفْسِهِ وَ اتَّصَلَ بِالْحَقِّ ، رَأى كُلَّ قُدْرَةٍ مُسْتَغْرِقَةً فى قُدْرَتِهِ الْمُتَعَلِّقَةِ بِجَميعِ الْمَقْدوراتِ ، وَ كُلَّ عِلْمٍ مُسْتَغْرِقًا فى عِلْمِهِ الَّذى لا يَعْزُبُ عَنْهُ شَىْءٌ مِنَ الْمَوْجوداتِ ، وَ كُلَّ إرادَةٍ مُسْتَغْرِقَةً فى إرادَتِهِ الَّتى يَمْتَنِعُ أنْ يَتَأَبَّى عَلَيْها شَىْءٌ

--> - و مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى رضوان الله عليه در كتاب « لقاء الله » ص 29 ، از طبع سنهء 1337 گويد كه : اين حديث قدسى ، متّفقٌ عليه بين همهء اهل اسلام است . و غزالى در « إحياء العلوم » در كتاب محبّت و شوق به خدا در جلد 4 ، ص 263 آورده و عِراقى در ذيل صفحه ، آن را از حديث بخارى از أبو هُرَيره شمرده است .