السيد محمد حسين الطهراني

35

معاد شناسى (فارسى)

مؤمن كه پيوسته در راه لقاى خداوند عزّوجلّ وارد در معركهء مناجات و راز و نياز شده و قدم به دائرهء محبّت نهاده و به آثار و لوازم محبّتِ شديد و سرگردانى و بى خبرى از هر چيز جز زيارت و ديدار محبوب ، تن در داده و بالأخره به تمام اين آثار راضى شده و با حضرت پروردگار رابطهء خاصّ در مرحلهء خلوت و صفا پيدا كرده است ، آنقدر در نزد خداوند محبوب و گرامى شده است كه در اين هنگام خدا عاشق او شده ، و با او به دقيق‌ترين أسرار و رموز محبّت رفتار مىكند . چقدر اين عبارت مشابهت دارد با حديث قدسى ديگر كه ميفرمايد : أَنَا جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِى ، أَنَا ذَاكِرُ مَنْ ذَكَرَنِى ، أَنَا غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِى ، أَنَا مُطِيعُ مَنْ أَطَاعَنِى . « من همنشين كسى هستم كه با من مجالست كند ، من ياد كنندهء كسى هستم كه مرا ياد كند ، من آمرزندهء كسى هستم كه از من آمرزش طلبد ، من اطاعت كنندهء كسى هستم كه از من اطاعت كند . » « 1 »

--> ( 1 ) « أسرار الصّلاة » حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، طبع سنگى ، ص 10 ؛ و طبع سربى ، ص 19 و ليكن ظاهراً آن مرحوم اين حديث را از لسان ملك داعى حديث مىكند ، و آن حديث را كه خود آن مرحوم در كتاب « أعمال السَّنَة » ص 36 در موضوع مراقبات شهر رجب ذكر كرده و اصلش در « إقبال » سيّد ابن طاووس است ، و آن مرحوم نيز در أعمال شهر رجب آورده است و در طبع سنگى ص 28 مذكور است ؛ لفظ أنَا ذاكِرُ مَنْ ذَكَرَنى را ذكر نكرده است . و اصل حديث مطابق روايت « اقبال » چنين است :