السيد محمد حسين الطهراني
19
معاد شناسى (فارسى)
وقتى تمام راهها بسوى انسان بسته شد و انسان خود را بيچاره و مضطرّ ديد ، آن ايمان اضطرارى انسان را به بهشت نمىبرد ، انسان را خداشناس نمىكند ، نيروهاى وجودى انسان را معتدل نمىسازد و او را در مدينه فاضله وارد نمىكند ؛ در اين حال عذاب خدا كه جزاى عمل اوست در ميرسد و او را دستخوش بوار و نيستى ميسازد . سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ . « اين آئين و سنّت خداست دربارهء تمام امّتهائى كه روى زمين آمدهاند و رفتهاند ، و در اين هنگام زيان و خسران اختصاص به كافران و منكران دارد . » در ساعات آخر زندگى انسان كه ديگر اختيار از او سلب مىشود و ارادهاى از خود ندارد و پرده برداشته مىشود ، ايمان از روى درماندگى و بيچارگى به درد نمىخورد . ايمان در حال رفع حجاب غيبى و نزول عذاب فائدهاى ندارد در آنوقتى كه پرده پس رفته و انسان نتيجهء اعمال خود را ملاحظه مىكند ، آن وقت ، وقتِ فعليّت است و به پايان رسيدن دوران استعداد و قابليّت ؛ آن ، لحظهء ابتداى ظهور و بروز است و انتهاى دوران خفاء و كتمان . در آن لحظه بر انسان اعمالش مجسّم ميگردد ؛ مىبيند كه چه جنايتهائى انجام داده ، چه جرائمى از او سر زده ، چه قبائحى از او به ظهور رسيده ، چه مخالفتها و ستيزگىهائى با پيغمبر كرده ، چه ستمها و ناعدالتىهائى كرده ؛ و الآن نتيجه آنها غوطه خوردن در