السيد محمد حسين الطهراني

11

معاد شناسى (فارسى)

كلام رسول خدا را نپذيرفته‌اى ؛ بلكه فهم خود را قبول كرده‌اى و اتّكاء به نفس و فهم خود داشته‌اى . بنابراين ، از سرّ پيغمبر و قلب پيغمبر نيرو نگرفته‌اى و از بوى عطر علوم باطنيّه چيزى بمشام جان تو نرسيده است . امّا كسى كه از پيغمبر پيروى مىكند و معتقد است كه آن رجل الهى كه دلش به عالم بالا ارتباط دارد ، هر چه مىگويد راست و عين واقع است ، بفهمم يا نفهمم ؛ او پيشرفت مىكند و از باطن پيامبر الهام ميگيرد . و لذا اساس دستورات دين بر تعبّد است ؛ حتّى اگر آن مطالبى كه انسان فلسفه و حكمتش را هم ميداند اگر آنها را از پيامبران بعنوان تعبّد بگيرد و بپذيرد ، براى او بهتر است . اصولًا مكتب پيامبران مكتب گرايش بسوى حقائق و استفاضه از عالم باطن و غيب ، و دعوت بسوى واقعيّات است . و بر اساس بيرون شدن از خودى و نفس و پيوستن و گرويدن به خدا و حقّ است . و اگر قرار بشود كه تمام علوم انبياء را انسان با علوم و فكر و سليقه خود اندازه گيرى كند و آنچه را كه مىپسندد قبول كند و آنچه را كه نمىپسندد قبول نكند ، واويلا . تمام افراد بشر به تعداد خود داراى سليقه و روش و انگيزه و فكر هستند ؛ بنابراين بايد به اندازهء تعداد افكار آنها كه به اندازهء تعداد افراد آنهاست ، فلسفه‌هائى مختلف كه با أفهام هر يك يك از آنها موافقت داشته باشد در دسترس آنها قرار داد ؛ و اين محال است .