السيد محمد حسين الطهراني
75
معاد شناسى (فارسى)
وَ لَا تَجزَع مِنَ القَتلِ * إذَا حَلَّ بوَادِيكَا « 1 » أبو الطّفيل گويد كه علىّ ( أميرالمؤمنين عليه السلام ) مردم را براى بيعت با خود جمع نمود دو بار ابن ملجم مرادى آمد كه بيعت كند حضرت هر دو بار او را رد كرد و سپس فرمود : چه جلوگير شده شقىترين امت را ؟ سوگند به خدا هر آينه اين محاسن را به خون سر خضاب خواهد نمود . و سپس بدين شعر تمثل نمود : اى على كمربندهاى خود را براى مرگ محكم كن چون حقّا مرگ تو را خواهد رسيد . و از كشته شدن مهراس در آن هنگام كه در سرزمين تو فرود آيد . مالك اشتر مىگويد : من هميشه أميرالمؤمنين عليه السلام را مىديدم كه در موقع نماز رنگش متغير مىشد و روحش به ملاء اعلى مىرفت و با خداى خود ملاقات مىفرمود . و هيچ نديدم از جنگها و شدائد متزلزل باشد و از مرگ بهراسد گويى مرگ براى او مفهومى نداشت . أصبغ ابن نباته مىگويد : پس از ضربت خوردن كه به خدمتش مشرف شدم خود را روى پاى مباركش انداخته گريه مىكردم فرمود : اى أصبغ برخيز . براى چه گريه مىكنى ؟ من راه بهشت در پيش دارم . عرض كردم : مىدانم تو عاشق لقاء خدا هستى و راه بهشت در پيش دارى من بر فقدان و مهاجرت تو گريه مىكنم من بر
--> ( 1 ) أسد الغابة » ج 4 ، ص 35